
عرض سلامي به بلندي بيل، به محكمي كلنگ، به گردي اسامبلي، به سرعت فرغون، به تيزي شاقول، به انعطاف پذيري طناب، به لبريزي دوغآب،به سفيدي سيمان،به صافي ماله، به وسعت بشكه، به معرفت عمله، به قدرت كارگر، به ظرافت گچ كار، به لطافت معمار، به شجاعت صاحب كار، به رشادت مهندس، به صلابت جوشكار، به محبت صافكار، به رفاقت همكار،به سر كار
گذاشتن توي بيكار
یه باغ گل رز با یه سبد ستاره میدم بهت ببر سر چهار راه بفروش سودشم نصف نصف


دوست داشتم جیگرتو بخورم اما حیف باید تا عید قربان سال دیگه صبر کنم!!



دستت رو بکن تو موهات .. یه تارش رو بگیر دستت .. همونو به یک دنیا نمی دم



میگی گل رو دوست داری ولی میچینیش... میگی بارون رو دوست داری ولی با چتر میری زیرش... میگی پرنده رو دوست داری ولی تو قفس میندازیش... چه جوری میتونم نترسم وقتی میگی دوستم داری؟؟؟



به بازار سیاه رفتم برای خریدن عشق ولی در ابتدای ورودم روی کاغذی خواندم در غرفه هوس بازان عشق را به حراج گذاشته اند به قیمت نابودی پاک بازان



یک بار برای دیدن دریا قدم به ساحل گذاشتی... اما امواج دریا هزاران بار برای بوسیدن قدمگاهت تا روی ساحل پیش آمدند. دلم برات تنگ میشه اما هزاران بار بر قدمگاهت بوسه میزنم.
يکي محبت مي کنه يکي ناز مي کنه ! اوني که نازمي کنه هميشه محبت مي بينه اما اوني که محبت مي کنه هميشه تنهاي تنهاست
زندگي كوتاهتر از آن است كه به خصومت بگذرد و قلب ها گرامي تر از آنند كه بشكنند آنچه از روزگار به دست مي آيد با خنده نمي ماند و آنچه از دست برود با گريه جبران نمي شود فردا خورشيد طلوع خواهد كرد حتي اگر ما نباشيم

يه روزي خودت ميفهمي ... يه روزي كه خيلي ديره
من ميرم واسه هميشه ... هيچي تنهايي نمي شه
فكر ميكردي برميگردم ... حالا باورت نميشه
دل سـيـاه
تـو ، نگـاهته .. تاابد فقط ميگم خـداخـدا.. كي
ميشه ازدل تـو دلــم جدا .. ميدونم همش
دروغ عـشـق تو .. ميدونم چقدر شـلوغ دل

تو .. الـهـي خونه خرابت ببينم .. تا ابـد توي
عـذابـت بـبـينم .. ديگه از نبودنت نـمـي
سوزم .. ديگه حتي چـشـم به در نـمـي دوزم ..



برو اشـك نريز با ياد دلـم .. ديگه نـمـي
خــوامــت باهات نـمـي مـونـم ..؟ديگه حـتـي
نـمـي خـوام اسمــتو فـرياد بـزنـم .. مـثـل
عــاشــق تو كـتـابـا اسمـــتـو داد بـزنـم ..؟
اشکي که بي صداست / پشتي که بي پناست / دستي که بسته است /
پايي که خسته است /دلي که عاشق است /

حرفي که صادق است / شعري که بي بهاست/
شرمي که اشناست / دارايي من است / ارزاني شماست
نــــــــــــــــــــــَرو ... نــــــــــــــــــــــَرو
خيال رفتنِ تو داره قلبم و آتيش ميزنه ...
بــــــــــــــــــــمـــون ... بــــــــــــــــــمـــون
به خدا ديدنه چشمت و آروم قلب منه ...
عـــــشــــــق تـــو رو ...
به يه دنيا نمي دم،آخه اين عشقت مال منه ...
مــــــيــــــمــــــيرم ...
من و دربه دري من وبي خبري واسۀ چشات ...
آخـــــــــــــــه دل مـــــــــــــــن ...
ميدونم كه تو دنيا چيزي جز عشق تو نميخواد
اگــــــــــــه تو نـــــــــــيــاي ...
ميدونم كه يه روز خوشم توي دنيام نمي ياد ...
بنگربه چرخ روزگار که کمر شکن است نناز به رنگ لباست که عاقبت کفن است

از نخل برهنه سایبانی مطلب وزمردم این زمانه یاری مطلب

نعشگی بوی شقایق می دهد/بوی معتادان عاشق میدهد/
من که روزی یک نخودحب می کنم/روزخودبانعشگی شب می کنم/
تل فروشی کارمردان خداست/تل فروش ازخیل معتادان جداست/
شیره یعنی یک بیابان بی کسی!/جان ماازشیره برافلاکها

یا رب این دلبر شیرین که سپردی به منش بس که گه بود سپردم به ننش

عشق یعنی شب نشینی با خدا
گفتگو با ناله اما بی صدا
عشق یعنی پای کوبی در منا 
با صفا دل را نمودن آشنا 
عشق یعنی دیدن موسی به طور
یک جهان بی ناشدن ازبوی نور